چطور مطالب قدیمی را به دانش جدید وصل کنیم؟
یادگیری وقتی راحتتر میشه که اطلاعات جدید به دانستههای قبلی وصل بشن. این مقاله توضیح میده چطور میشه از دانش موجود به عنوان پایهای برای یاد گرفتن مفاهیم تازه استفاده کرد.
وقتی با یک مطلب جدید روبهرو میشیم، مغز اون رو در خلأ یاد نمیگیره. اطلاعات تازه وقتی معنیدارتر و قابلفهمتر میشن که بتونیم اونها رو به چیزهایی که از قبل میدونیم وصل کنیم.
مثلاً اگر قبلاً مفهوم «تبخیر» رو یاد گرفته باشی، وقتی با «چرخه آب» آشنا میشی، لازم نیست همهچیز رو از صفر بسازی. میتونی تبخیر رو به بخشی از چرخه آب ربط بدی و از دانسته قبلیت برای فهم مطلب جدید استفاده کنی.
چرا وصل کردن دانش جدید به قبلی مهمه؟
دانستن یک مطلب بهتنهایی کافی نیست. چیزی که یادگیری رو عمیقتر میکنه، رابطهایه که بین اون مطلب و دانستههای دیگه ایجاد میکنیم. هرچه ارتباطهای معنادارتری داشته باشی، راحتتر میتونی مفهوم رو توضیح بدی، به یادش بیاری و در موقعیتهای جدید ازش استفاده کنی.
- مطلب جدید برات آشناتر میشه و فهمیدنش راحتتره.
- میفهمی مفهوم جدید دقیقاً چه جایگاهی بین دانستههای قبلیت داره.
- بعداً با دیدن یکی از مفاهیم مرتبط، احتمال بیشتری داره که مطلب جدید هم یادت بیاد.
- میتونی از دانش قبلی برای حل مسئلهها و موقعیتهای تازه استفاده کنی.
چطور این ارتباط رو عمداً ایجاد کنیم؟
لازم نیست برای هر مطلب جدید یک نقشه ذهنی پیچیده درست کنی. چند سؤال ساده میتونه مغزت رو وادار کنه دنبال ارتباط بگرده.
- این مطلب به کدوم چیزهایی که قبلاً یاد گرفتم مربوطه؟
- چه شباهت یا تفاوتی بین این مفهوم و چیزی که از قبل میدونم وجود داره؟
- آیا این مطلب، چیزی رو که قبلاً میدونستم کاملتر یا اصلاح میکنه؟
- میتونم برای این مفهوم یک مثال از تجربه یا دانستههای قبلیم پیدا کنم؟
از «این رو قبلاً دیدم» فراتر برو
یک نکته مهم اینه که آشنا بودن با یک مطلب با بلد بودنش فرق داره. ممکنه هنگام خواندن یک مفهوم احساس کنی «این رو که میدونم»، اما وقتی کتاب رو ببندی نتونی توضیحش بدی یا ارتباطش با مطالب دیگه رو پیدا کنی.
بهجای اینکه فقط بگی «این شبیه فلان چیزه»، سعی کن خودت توضیح بدی چرا شبیهه یا چه تفاوتی دارن. همین توضیح دادن، ارتباط بین دو ایده رو روشنتر میکنه.
یک مثال ساده
فرض کن تازه با مفهوم «تورم» آشنا شدی. اگر از قبل میدونی قیمت کالاها با عرضه و تقاضا ارتباط دارن، میتونی مفهوم جدید رو به اون دانسته وصل کنی. بعد از خودت بپرسی: «تورم با افزایش قیمت یک کالای خاص چه فرقی داره؟» این سؤال باعث میشه فقط تعریف تورم رو حفظ نکنی، بلکه جایگاهش رو در شبکهای از مفاهیم اقتصادی بفهمی.
اگر هیچ دانسته قبلی مرتبطی نداشتم چه؟
اشکالی نداره. همه چیز رو نمیشه به دانستههای قبلی وصل کرد. اگر موضوع کاملاً جدیده، اول یک پایه ساده برایش بساز. بعد که چند مفهوم اصلی رو یاد گرفتی، شروع کن به پیدا کردن رابطه بین اونها.
در واقع یادگیری معمولاً همینطوری پیش میره: یک مفهوم تازه وارد دانستههات میشه، بعد با مفاهیم دیگه ارتباط پیدا میکنه و کمکم شبکهای از دانش شکل میگیره.
یک عادت کوچک و کاربردی
بعد از یاد گرفتن هر مفهوم مهم، فقط یک دقیقه مکث کن و از خودت بپرس: «این مطلب به چی که قبلاً میدونستم وصل میشه؟» لازم نیست همیشه جواب پیچیدهای پیدا کنی. حتی پیدا کردن یک ارتباط درست و توضیح دادن دلیلش میتونه شروع خوبی باشه.
هدف این نیست که برای همهچیز به زور ارتباط بسازی؛ هدف اینه که وقتی ارتباط واقعی و معناداری وجود داره، از کنارش ساده رد نشی.