واژه نامه

بار شناختی

مقدار فشاری که یک فعالیت در یک لحظه روی منابع محدود پردازش ذهنی، به‌خصوص حافظه کاری، وارد می‌کنه.

بار شناختی اضافی

فشار ذهنی غیرضروری که به‌خاطر شیوه نامناسب ارائه اطلاعات یا طراحی فعالیت ایجاد می‌شه.

بار شناختی ذاتی

بخشی از دشواری ذهنی که از پیچیدگی خود موضوع و رابطه بین اجزای اون میاد.

بازخورد

اطلاعاتی درباره کیفیت یا نتیجه عملکرد که می‌تونه به تشخیص خطا و بهتر کردن تلاش بعدی کمک کنه.

بازخورد فوری

بازخوردی که خیلی زود بعد از پاسخ یا عملکرد دریافت می‌شه و امکان اصلاح سریع رو فراهم می‌کنه.

بازشناسی

تشخیص اینکه چیزی رو قبلاً دیده یا یاد گرفته‌ایم؛ مثل انتخاب پاسخ درست بین چند گزینه.

بازیابی

فرایند بیرون کشیدن اطلاعات ذخیره‌شده از حافظه وقتی دوباره به اون‌ها نیاز داریم.

بازیابی آزاد

تلاش برای یادآوری اطلاعات بدون دریافت سرنخ‌های مشخص، مثلاً نوشتن هر چیزی که از یک درس به خاطر داریم.

بازیابی با سرنخ

یادآوری اطلاعات با کمک یک نشانه یا سؤال که مسیر دسترسی به حافظه رو محدودتر و مشخص‌تر می‌کنه.