واژه نامه

  • بار شناختی

    مقدار فشاری که یک فعالیت در یک لحظه روی منابع محدود پردازش ذهنی، به‌خصوص حافظه کاری، وارد می‌کنه.

  • بار شناختی اضافی

    فشار ذهنی غیرضروری که به‌خاطر شیوه نامناسب ارائه اطلاعات یا طراحی فعالیت ایجاد می‌شه.

  • بار شناختی ذاتی

    بخشی از دشواری ذهنی که از پیچیدگی خود موضوع و رابطه بین اجزای اون میاد.

  • بازخورد

    اطلاعاتی درباره کیفیت یا نتیجه عملکرد که می‌تونه به تشخیص خطا و بهتر کردن تلاش بعدی کمک کنه.

  • بازخورد فوری

    بازخوردی که خیلی زود بعد از پاسخ یا عملکرد دریافت می‌شه و امکان اصلاح سریع رو فراهم می‌کنه.

  • بازشناسی

    تشخیص اینکه چیزی رو قبلاً دیده یا یاد گرفته‌ایم؛ مثل انتخاب پاسخ درست بین چند گزینه.

  • بازیابی

    فرایند بیرون کشیدن اطلاعات ذخیره‌شده از حافظه وقتی دوباره به اون‌ها نیاز داریم.

  • بازیابی آزاد

    تلاش برای یادآوری اطلاعات بدون دریافت سرنخ‌های مشخص، مثلاً نوشتن هر چیزی که از یک درس به خاطر داریم.

  • بازیابی با سرنخ

    یادآوری اطلاعات با کمک یک نشانه یا سؤال که مسیر دسترسی به حافظه رو محدودتر و مشخص‌تر می‌کنه.