واژه نامه

حافظه آشکار

حافظه‌ای که می‌تونیم آگاهانه اطلاعاتش رو به یاد بیاریم و درباره‌شون حرف بزنیم.

حافظه بلندمدت

بخشی از حافظه که اطلاعات می‌تونن از چند ساعت تا سال‌ها در اون باقی بمونن.

حافظه رویدادی

نوعی حافظه بلندمدت برای نگهداری تجربه‌ها و اتفاق‌های شخصی، همراه با زمان و زمینه‌ای که در اون رخ دادن.

حافظه ضمنی

نوعی حافظه که بدون یادآوری آگاهانه روی رفتار و عملکرد ما اثر می‌ذاره، مثل بعضی مهارت‌های آموخته‌شده.

حافظه کاری

فضای محدود ذهن برای نگه داشتن و پردازش موقت اطلاعاتی که همین الان بهشون نیاز داریم.

حافظه کوتاه‌مدت

نگهداری مقدار محدودی از اطلاعات برای مدت کوتاه، بدون اینکه لزوماً پردازش پیچیده‌ای روی اون‌ها انجام بشه.

حافظه معنایی

بخشی از حافظه بلندمدت که دانش عمومی، معنی واژه‌ها، مفهوم‌ها و رابطه بین ایده‌ها رو نگه می‌داره.

حل مسئله

فرایند پیدا کردن راهی برای رسیدن از وضعیت فعلی به یک هدف وقتی مسیر پاسخ از اول کاملاً مشخص نیست.

حواس‌پرتی

جابجا شدن ناخواسته توجه از کاری که قصد انجامش رو داریم به محرک یا فکر دیگری.