واژه نامه

  • حافظه آشکار

    حافظه‌ای که می‌تونیم آگاهانه اطلاعاتش رو به یاد بیاریم و درباره‌شون حرف بزنیم.

  • حافظه بلندمدت

    بخشی از حافظه که اطلاعات می‌تونن از چند ساعت تا سال‌ها در اون باقی بمونن.

  • حافظه رویدادی

    نوعی حافظه بلندمدت برای نگهداری تجربه‌ها و اتفاق‌های شخصی، همراه با زمان و زمینه‌ای که در اون رخ دادن.

  • حافظه ضمنی

    نوعی حافظه که بدون یادآوری آگاهانه روی رفتار و عملکرد ما اثر می‌ذاره، مثل بعضی مهارت‌های آموخته‌شده.

  • حافظه کاری

    فضای محدود ذهن برای نگه داشتن و پردازش موقت اطلاعاتی که همین الان بهشون نیاز داریم.

  • حافظه کوتاه‌مدت

    نگهداری مقدار محدودی از اطلاعات برای مدت کوتاه، بدون اینکه لزوماً پردازش پیچیده‌ای روی اون‌ها انجام بشه.

  • حافظه معنایی

    بخشی از حافظه بلندمدت که دانش عمومی، معنی واژه‌ها، مفهوم‌ها و رابطه بین ایده‌ها رو نگه می‌داره.

  • حل مسئله

    فرایند پیدا کردن راهی برای رسیدن از وضعیت فعلی به یک هدف وقتی مسیر پاسخ از اول کاملاً مشخص نیست.

  • حواس‌پرتی

    جابجا شدن ناخواسته توجه از کاری که قصد انجامش رو داریم به محرک یا فکر دیگری.